تبليغاتX
๑۩۞۩๑ تیک تاک ๑۩۞۩๑
:: ت ی ک ت ا ک ::

با سلام

 به وبلاگ من خوش آمدید

امیدوارم خوشتون بیاد

نظر یادتون نره

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط اسماعيل | 

صبر كن عشق زمين گير شود بعد برو

يا دل از ديدن تو سير شود بعد برو

ای كبوتر به كجا؟قدر دگر تاب بيار

آسمان پای پرت پير شود بعد برو

تو اگر كوچ كنی بقض گلو می شكند

صبر كن گريه به زنجير شود بعد برو

خواب ديدی شبی از راه سوارت آمد

باش تا خواب تو تعبير شود بعد برو

+ نوشته شده در  ساعت   توسط اسماعيل | 

 

دلم گرفته است

دلم گرفته است

به ايوان مي روم و انگشتانم را

بر پوست كشيده شب مي كشم

چراغهاي رابطه تاريكند

چراغهاي رابطه تاريكند

كسي مرا به آفتاب

معرفي نخواهد كرد

كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردني است.

***

+ نوشته شده در  ساعت   توسط اسماعيل | 

چه صدف ها كه به درياي وجود
 سينه هاشان ز گهر خالي بود
ننگ نشناخته از بي هنري
 شرم ناكرده از اين بي گهري
 سوي هر درگهشان روي نياز
همه جا سينه گشايند به ناز
زندگي دشمن ديرينه من
چنگ انداخته در سينه من
روز و شب با من دارد سر جنگ
هر نفس از صدف سينه تنگ
دامن افشان گهر آورده به چنگ
وان گهرها ... همه كوبيده به سنگ

+ نوشته شده در  ساعت   توسط اسماعيل | 

کلاغ لکه ننگی بود بر دامن آسمان، وصله‌ای ناجور بر لباس هستی. صدای ناهموار و ناموزونش خراشی بود بر صورت احساس. با صدایش نه گلی می‌شکفت و نه لبخندی بر لبی می‌نشست. صدایش اعتراضی بود که در گوش زمین می‌پیچید

کلاغ خودش را دوست نداشت و بودنش را. کلاغ از کائنات گله داشت. کلاغ فکر می‌کرد در دایره قسمت، نازیبایی‌ها فقط سهم اوست و نظام احسن، عبارتی است که هرگز او را شامل نمی‌شود

کلاغ غمگینانه گفت: کاش خداوند این لکه سیاه را از هستی می‌زدود و بال‌هایش را می‌بست تا دیگر آواز نخواند.

خدا گفت: صدایت ترنمی است که هر گوشی آن‌را بلد نیست. فرشته‌ها با صدای تو به وجد می‌آیند. سیاه کوچکم، بخوان. فرشته‌ها منتظرند؛ و کلاغ هیچ نگفت.

خدا گفت: بخوان، برای من بخوان. این منم که دوستت دارم، سیاهیت را و خواندنت را. کلاغ خواند، این بار عاشقانه‌ترین آوازش را خدا گوش داد و لذت برد و جهان زیبا شد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط اسماعيل | 

عشق يعني با تو خواندن از جنون ، عشق يعني سوختنها از درون

عشق يعني سوختن تا ساختن ، عشق يعني عقل و دين را باختن

 

عشق يعني دل تراشيدن ز گل ، عشق يعني گم شدن در باغ دل

عشق يعني تو ملامت کن مرا، عشق يعني مي ستايم من تو را

 

عشق يعني در پي تو در به در ، عشق يعني يک بيابان درد سر

عشق يعني با تو آغاز سفر ، عشق يعني قلبي آماج خطر

 

عشق يعني تو بران از خود مرا ، عشق يعني باز مي خوانم تو را

عشق يعني بگذري از آبرو ، عشق يعني کلبه هاي آرزو

 

عشق يعني با تو گشتن هم کلام، عشق يعني انتظار يک سلام

عشق يعني دستهايي رو به دوست ، عشق يعني مرگ در راهت نکوست

 

عشق يعني شاخه اي گل در سبد ، عشق يعني دل سپردن تا ابد

عشق يعني سروهاي سر بلند ، عشق يعني خارها هم گل کنند

 

عشق يعني تو بسوزاني مرا ، عشق يعني سايه بانم من تو را

عشق يعني بشکني قلب مرا ، عشق يعني مي پرستم من تو را

 

عشق يعني آن نخستين حرفها ، عشق يعني در ميان برفها

عشق يعني ياد آن روز نخست ، عشق يعني هر چه در آن ياد توست

 

عشق يعني تک درختي در کوير ، عشق يعني عاشقاني سر به زير

عشق يعني بگذري از هفت خان ، عشق يعني آرش و تير و کمان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط اسماعيل | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
از این که به وبلاگم سرزدید ممنونم.
از اينكه دور به دور آپ ميكنم عذر ميخوام.

پیوندهای روزانه
ریسمون
مهشر
باران قاصدک
سرزمین عشق
بلاگفا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
87/09/01 - 87/09/30
آرشیو موضوعی
عشق
پیوندها
چ ر ن د و پ ر ن د
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

بهترين كدهاي جاوا اسكريپت
online
Online Dating java script by:AREZA.BLOGFA.COM